تبليغاتX
شهر عاشقان

شهر عاشقان

همه چیز.......







تـوضـیـحـات

از درویشی پرسیدند عشق چیست؟ گفت: { امروز بینی و فردا و پس فردا } . آن روزش بکشتند و دیگر روز بسوختند و سوم روزش به باد بردند. یعنی ، عشق ، این است.


سلام دوستان. من علیرضا هستم. 18 سالمه از شهر شهرکرد. امیدوارم که از وبلاگ من خوشتون بیاد.
این وبلاگ تقدیم کسانی که عاشقند و معنی عاشقی رو می فهمند.


ا مـکـانـات
صفحه ی اول
پست الکترونیک


نـویـسـنـده


آ ر شـیـو
هفته سوم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته سوم آبان 1386


پیوندهای روزانه

عکس و شعر عاشقانه...
ღ♥ღ♥ღ♥ღreal---loveღ♥ღ♥ღ♥ღ(داداش مسعووووود گلمممممممم)
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين
:: تمام پیوندها ::


لـیـنـکهـا
دختری که در یک قبرستان متروکه خاک شده(بهناز جون)
کلبه عشق (اقااااااااا مسعود )
بهترين عكسها در وبلاگ آقا احسان
دست نوشته های یه دختر 16 ساله(طناز)
اشکهای شبانه (مژده)
درد دل (مهرشاد )
www.Carol1983.blogfa.com
من ، سایه ، تنهایی مهرنوش (سایه)
عکس _ ( Farzad)
جک و اس ام اس (جواد خوشگله )(جکر شهرمونه ها)
--------- ساناز ---------
همه چیز درباره کامران وهومن
عاشقان پرسپوليس
بهانه شبانه (ستاره)
قطره بارون (kaity)
جزیره زیر آب ( قالب های زیبا) (MOJGAN)
من یکتا هستم(یکتا)
بیا توو دم در بده(مائده)
ایستگاه بهشت(مسافر)
فریاد عشق(نازنین)
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

*آمار وبلاگ *
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS


* طراح قالب*

www.TakTemp.com


* كدهاي جاوا*
*
*
*
*



I've been alive for...


چوپانی مشغول چراندن گله گوسفندان خود در یك مرغزار دور افتاده بود. ناگهان سر و كله ی یك اتومبیل جدید كروكی از میان گرد و غبار جاده های خاكی پیدا شد. راننده ی آن اتومبیل كه یك مرد جوان بسیار شیک پوش، با لباس های مارک دار سرش را از پنجره اتومبیل
بیرون آورد و پرسید: اگر من به تو بگویم كه دقیقا چند راس گوسفند داری، یكی از آنها را به من خواهی داد؟

چوپان نگاهی به جوان تازه به دوران رسیده و نگاهی به رمه اش كه به آرامی در حال چریدن بود، انداخت و با وقار خاصی جواب مثبت داد.

جوان، ماشین خود را در گوشه ای پارك كرد و كامپیوتر Notebook خود را به سرعت از ماشین بیرون آورد، آن را به یك تلفن راه دور وصل كرد، روی اینترنت وارد صفحه ی NASA شد، جایی كه می توانست سیستم جستجوی ماهواره ای (GPS) را فعال كند. منطقه ی چراگاه را مشخص كرد، یك بانك اطلاعاتی با 60 صفحه ی كاربرگ Excel به وجود آورد و فرمول پیچیده ی عملیاتی را وارد كامپیوتر كرد. بالاخره 150 صفحه ی اطلاعات خروجی سیستم را توسط یك چاپگر مینیاتوری همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالی كه آنها را به چوپان می داد، گفت: شما در اینجا دقیقا 1586 گوسفند داری.

چوپان گفت: درست است. حالا همان طور كه قبلا توافق كردیم، می توانی یكی از گوسفندها را ببری.

آنگاه به نظاره ی مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبیلش بود، پرداخت. وقتی كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقیقا به تو بگویم كه چه كاره هستی، گوسفند مرا پس خواهی داد؟

مرد جوان پاسخ داد: آری! چرا كه نه؟

چوپان گفت: تو یك مشاور هستی.

مرد جوان گفت: راست می گویی، اما به من بگو كه این را از كجا حدس زدی؟

چوپان پاسخ داد: كار ساده ای است. بدون اینكه كسی از تو خواسته باشد، به اینجا آمدی. برای پاسخ دادن به سوالی كه خود من جواب آن را از قبل می دانستم، مزد خواستی. مضافا اینكه هیچ چیز راجع به كسب و كار من نمی دانی، چون به جای گوسفند، سگ مرا برداشتی!

 

*************************************************

 

                                        قاب عکس

 

 

روی ديوار اتاقم، تويه قاب عکس چوبی

 

تو کنارمی هنوزم، با يه دنيا عشق و خوبی

 

تو کنارمی هنوزم، ميون اين همه ديوار

 

هنوزم چشمای نازت، به چشام زل زده انگار

 

گل سرخ يادگاريت، میگه که آهای ديوونه

 

اون ديگه برنمی گرده، چرا يادت نمی ره

 

من که باورم نمی شه،آخه هم بغض صميمی

 

همه سهم من از تو، بشه اين عکس قديمی

 

مگه ميشه بر نگردی، من که باورم نمی شه

 

وقتی که هنوز توی اين عکس، با منی مثل هميشه

 

هنوز اين اتاق خالی، اين چراغ نيمه روشن

 

همه شاهدن که هيچ وقت، تو نرفتی از دل من

 

کاش که اين دنيای دلگير، قد قاب عکس ما بود

 

تا فقط تنها واسه من، توی دنيای تو جا بود

 

شايد اون وقت تو نگاهم، ديگه بارونی نمی موند

 

دل من تو عکسی کهنه، ديگه زندونی نمی موند

 

 

************************************************

 

                                          ياد عشقت

در غروبی تلخ تر از هر زمان

باز هم در فکر فردا هم چنان

در پی فهميدن رازی نهان

ميروی اندوهگين و ناتوان

در وجودت عشق باشد بی گمان

باعث ناکامی و درد و فغان

پس چگونه می شود در اين ميان

بود فارغ از غم و جور زمان

 

روزی اما آمدم سويت دوان

ديدمت گشتی چنان فصل خزان

از غم و اندوه و هجرت بی گمان

گفتمت از عشق من با صد زبان

تا بدانی عاشقم در اين جهان

داغ عشقی از گذشته در نهان

بر دل آزرده ات باشد عيان

نازنينم! گويمت اينک بدان

ياد عشقت نيست مرهم،مهربان!

باش چون دريا هميشه بی کران

پر توان و پر توان و پر توان

 

 

 

 

 


نویسنده: علیرضا
ساعت: 11 بعد از ظهر
تاریخ:
شنبه 1386/11/20


گر خدا كفيل رزق است غصه چرا

 

اگر رزق تقسيم شده است حرص چرا

 

اگر دنيا فريبنده است اعتماد به آن چرا

 

اگر بهشت حق است تظاهر به ايمان چرا

 

اگر قبر حق است ساختمانهاي مجلل چرا

 


اگر جهنم حق است اين همه ناحق چرا

 

اگر حساب حق است جمع مال چرا

 

اگر قيامتي هست خيانت چرا؟؟؟


 


نویسنده: علیرضا
ساعت: 10 قبل از ظهر
تاریخ:
جمعه 1386/11/19


شهر عاشقان

شهر عاشقان

همه چیز.......







تـوضـیـحـات

از درویشی پرسیدند عشق چیست؟ گفت: { امروز بینی و فردا و پس فردا } . آن روزش بکشتند و دیگر روز بسوختند و سوم روزش به باد بردند. یعنی ، عشق ، این است.


سلام دوستان. من علیرضا هستم. 18 سالمه از شهر شهرکرد. امیدوارم که از وبلاگ من خوشتون بیاد.
این وبلاگ تقدیم کسانی که عاشقند و معنی عاشقی رو می فهمند.


ا مـکـانـات
صفحه ی اول
پست الکترونیک


نـویـسـنـده

<-AuthorName->


آ ر شـیـو
<-ArchiveTitle->


پیوندهای روزانه

<-LinkTitle->
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين
:: تمام پیوندها ::


لـیـنـکهـا
<-LinkTitle->
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

*آمار وبلاگ *
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS


* طراح قالب*

Http://www.TakTemp.com



<-BlogPageContent->


نویسنده: <-PostAuthor->
ساعت: <-PostTime->
تاریخ:
<-PostDate->